محمد سعيد جانب اللهى

284

پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )

دو تارش را قطع كرد ، پرخان بىآنكه با كسى حرفى بزند ، از در بيرون رفت ( ميرشكرايى ، 1369 : 73 ) . باوردرمانى نوبهء سه يك ( كسى كه هر سه روز يك روز تب كند ) : براى درمان مبتلا ، زنى شوهردار سه خانه را در نظر مىگيرد كه مرد آن خانه يك زنش مرده باشد يكى را طلاق داده باشد و يكى هم در خانه‌اش باشد ، نزديك غروب آن زن به طور ناشناس به در خانهء آن مرد مىرود و مىگويد : « زن مرده ، زن طلاق داده ، زن در خانه ، نوبهء سه يكى بگو چيش درمانه ؟ » آن مرد بىاراده چيزى مىگويد ، هرچه را بگويد صبح كه شد ، آن زن مىرود و همان چيزى را كه آن مرد گفته مىگيرد و به ناخوش مىدهد ( هدايت ، 1342 : 56 ) . براى كسى كه شب تب مىكند ، زنى به همان قسم غروب آفتاب پنج خانه را در نظر مىگيرد كه مردش دو زن داشته باشد مىرود و مىگويد : « مرد دو زنى تب شب را چه دوا ؟ » آن مرد بايد بىاراده جواب دهد . هرچه بگويد ، همان را به ناخوش مىدهند ( همان‌جا ) . در مشكين‌شهر نيز بيشتر وقت‌ها داروى تب‌بر را از سواره‌ها مىپرسند ، صبح مىروند كنار جاده از سوارى كه اسب ابلق داشته باشد ، داروى تب‌بر مىپرسند ، سوار هرچه گفت همان مىكنند و بيمار خوب مىشود ( ساعدى ، 1354 : 132 - 133 ) . در بيرجند براى درمان تب سه يك يا نوبه ( مالاريا ) سر سه‌راهى يا چهارراهى منتظر مىايستند ، تا اسب ، قاطر يا الاغى كه سه نفر سوارند ، برسد ، خطاب به آن‌ها مىگويند « آى سه‌پشته سوار براى تب سه‌يك چى خوبه ؟ » هرچه سواران گفتند همان كنند ( شكورزاده : 240 ) . يا به در خانهء كسى كه يك زنش مرده و يكى را طلاق داده و زن سوم دارد ، مىروند ، از او مىپرسند : « تو شوچه مدن ؟ » و او هرچه گفت به مريض مىدهند و هنگام سحر كه خروس و سگ و الاغ بانگ مىزنند و هم‌آواز مىشوند ، نخى به دست گرفته و به تعداد بانگى كه مىشنود ، يك گره به نخ مىزند و در ضمن مىگويد : « بستم نوبهء فلانى ( نام بيمار ) را ، به بانگ خروس و عو سگ و عر خر » ( همان : 263 ) . در خراسان نيز براى درمان تب سه‌يك يا نوبه ( مالاريا ) به شيوهء بيرجند درمان را از سوار مىپرسند ، يا به بانگ سحرى مىبندند ، يا سه عدد بادام نزد عالمى كه دم بستن مىداند ، مىبرند . وى دعايى بر بادام‌ها مىخواند و به صاحب مريض مىدهد ، شخص اخير بادام‌ها را به خانه مىبرد و هر روزى كه بادام به مريض مىدهد ، اگر نفس عالم گيرا باشد مريض بهبود خواهد يافت ( همان : 240 ) .